تبليغاتX
یاداشت های brida
سلام با اینکه می دونم هیچکس از بلاگمن دیدن نمی کنه با این حال سال نو همگی مبارک

 

 



سه شنبه 29 اسفند1385 |
سلام

تونستم کمربند قرمز تکواندو را بگیرم

پدر تبریک نگفت

اما من و انا از این خوشحالیم که تونستیم موفق بشیم



دوشنبه 14 اسفند1385 |
سلام می خوام درس بخونم اما

قاصدک به من میل زد کمی از اون می ترسم اما باز هم از اینکه به یادم است خوشحالم  نمی خواهم جز روابط دوستانه چیزی بیشتر باشد

از آناکارینا خبری نیست حالا او یک شغل ثابت دارد و من مثل یک دلقک تمام این ۵ ماه را با دلهره شدید گذراندم اما در انتها کسی که که مدرک دانشگاهی هم ندارد به جای من آمد .

حالا تنها درس می خوانم و ورزش می کنم

 



سه شنبه 8 اسفند1385 |
Blog Skin