تبليغاتX
یاداشت های brida

افسانه

 
 
 

 

افسانه ای است که می گوید هر کس پروانه آبی را یکبار ببیند می تواند راز جهان را در او ببیند و ارزویش براورده می شود

برای یافتن پروانه آبی باید ابتدا ماده آن را یافت که بالهایش به رنگ قهوه ایی است

 




ادامه مطلب
پنجشنبه 30 مهر1388 |

بنفش

 
 
 

امروز بيماري كه چند بار  براي درمان پيشم اومده بود دوباره به ديدارم اومد ، چه هراسان بود از ادامه درمان  اما باز از اونچه كشيدم مي خواست بدونه.

راست مي گفت دوستم استادهاي  كه طرح اندام انسان رو مي كشند همه رو برهنه مي بيينن به اين طور ديدن عادت كردن

اون مي خواست چهره منو بكشه با يك رنگ بنفش ملايم در صورتم جالب به نظر مي رسه اما مشكل اين ايده در اين جاست كه هر كدام از ما مفهموي از اين رنگ داريم كه به اندازه فاصله بين من و توست



چهارشنبه 29 مهر1388 |
 

هیچ بازی نیست که بخواهد پایان یابد

هیچ خاطره ای از من در یادت نیست که بخواهد تو را بی تاب کند که ساعتها به سکوت خاموشت گوش دهی

به یاد می اورم زمانی در تو درخشیدم تا راهت را  بیابی و تو در دستان من آزاد پرواز می کردی وقتی برایت از جادوی بوسه می خواندم

ای کاش تنها یک صدا نبودم که گمان نکنی که من تنها    تنها  فرشته نگهبانت هستم

 



سه شنبه 14 مهر1388 |

 
 
 

گاهی کاری رو به راحتی انجام می دهیم

اما

زمانی دیگر حاضر نیستیم مثل آن را تکرار کنیم


 



سه شنبه 14 مهر1388 |
 

 

من در واقع سه نفر هستم ... البته بستگي به كساني دارد كه به جستجوي من مي آيند.

 

دختركي ساده كه مردان را با ديده تحسين مي نگرد و وانمود مي كند كه تحت تاثير ماجرهاي ناشي از قدرت و افتخار قرار گرفته .

 

زني مهاجم كه به افرادي هجوم مي برد كه احساس نا امني مي كنند . با اين واكنش و با تسلط بر وضعيت ، موجب آرامش آنان مي شود . در واقع اين زن معتقد است كه آنها بايد بابت چيزي نگران باشند.

 

و سرانجام مادری مهربان كه وظيفه  مراقبت از كساني را بر عهده دارد كه نياز به اندرز دارند او به ماجراهايي گوش مي دهد كه بايد هر چه زودتر آنها را به فراموشي بسپارد ...

 

خوب حالا  كدام را مي خواهي بشناسي

 

 کتاب یازده دقیقه پائو لو کئلیو   در محل کارم  با اشتیاق برای درک همه انچه ماریا می گوید  



دوشنبه 6 مهر1388 |

 
 
 

 

       عشق  متوقع حضور دایمی معشوق است

 




ادامه مطلب
چهارشنبه 1 مهر1388 |
Blog Skin